تمشی واری (شکستن اجسام سخت)
بدون زمينه و بدون علم و آگاهي، با مشت به يك آجر ضربه بزنيد، اين احتمال وجود دارد كه يكي از انگشتانتان را بشكند. حال، با نيرويي مناسب، سرعت، شدت و تنظيم درست به آجر مشت بكوبيد، اين بار آن را خواهيد شكست.
مايكل فلد (Michael feld) فيزيكدان مي گويد: شگفت آور اينكه، هيچ حقه و ترفندي در ميان نيست، آنچه شما مشاهده مي كنيد، يكي از بيشترين حركتهاي موثر و كارآمدي است كه بشر تا به كنون آن را درك نموده، ما در پژوهشها و تحقيقات، نتوانستيم چيزي براي ارتقا و پيشبرد اين هنر بيابيم.
حرفه اي هاي هنر هاي رزمي فقط آن چيزهايي را مي شكنند كه قابل شكستن هستند. به عنوان مثال، در هنگام ضربه زدن به يك تخته از چوب كاج ضربه را با خطوط و رگه هاي چوب ميزان مي كنند، بنابراين چوب به آساني مي شكند. و چنان چه آنها مايل به زور آزمايي بيشتري باشند به جاي آجر كه شكنندگي كمتري دارد بلوكهاي بتوني را انتخاب مي كنند.
بن پاريس (ben paris) دارنده ي كمربند سياه دان 4 تكواندو ميگويد: بيشترين تعداد تخته اي كه مي توانم بشكنم حدود 5 تخته است. البته اين محدوديت، در واقع بخاطر قدرت و توانم نيست بلكه كم و بيش به دليل محدوديت سايز و اندازهي دستهايي است كه اين تخته ها را نگه مي دارند. در كاراته علاوه بر قدرت علم فيزيك، اين قدرت و حس دروني فرد است كه در شكستن موثر است.
عوامل مؤثر در قدرت ضربه:
فرمول فيزيكي قدرت ضربه f=m.v/s ميباشد كه f در آن نيرو، m جرم ضربهزننده، v سرعت و s سطح مقطع تماس ميباشد. گلوله مثال خوبي براي تفهيم بهتر اين فرمول است. زيرا از هر سه پارامتر استفاده ميكند. مرمي يك فشنگ را تا حدّ امكان سنگين كرده و با استفاده از فلزات سنگيني مانند سرب و يا حتي فلزات بسيار سنگين راديواكتيو، جرم آن را بيشتر ميكنند. سرعت شليك و حركت گلوله نيز بسيار زياد است. حتي چند برابر سرعت صوت ميباشد و تا حدّ امكان با افزايش مقدار و كيفيت باروت، سعي در افزايش اين سرعت ميشود. نوك گلوله هم تيز است. يعني سطح مقطع تماس آن كم ميباشد. هرچه سطح مقطع تماس كمتر باشد، ضربه به داخل جسم نفوذ كرده و آنرا ميشكافد. اكنون به بررسي اين سه عامل در شكستن اجسام ميپردازيم:
جرم ضربهزننده (m): هرچه جرم ضربهزننده بيشتر باشد، قدرت بيشتري نيز خواهد داشت. فرق چكش با پتك در جرم و سنگيني آن است. به همين دليل، ضربات پا بسيار سنگينتر از ضربات دست ميباشند. زيرا جرم و وزن بيشتري دارند. يك فرد ماهر، با انتقال وزن و مركز ثقل خود بر روي ضربه، ميتواند موجب افزايش جرم مؤثر و در نتيجه توليد قدرت بيشتر گردد.
سرعت (v): هر جسمي ميتواند تا حدّ معيني خم شدن را تحمل كنيد و پس از آن خواهد شكست، اگر شما بتوانيد قبل از اينكه جسم فرصت عكسالعمل را داشته و بتواند به وضعيت قبل خود برگردد، آن را با سرعت به حدّ شكستن برسانيد، موفق خواهيد بود، درغير اينصورت صدمه خواهيد ديد.
اجسام وقتي به سر حد و آستانه ي خاصيت ارتجاعي شان مي رسند شروع به انفجار و رهايي ميكنند به عبارت ديگر مي شكنند. خوشبختانه براي بيشتر ما رسيدن به اين آستانه در استخوانها به آساني صورت نمي پذيرد.
فلد توضيح مي دهد كه استخوان نسبت به بتون قادر است 40 بار نيروي بيشتري را تحمل كند. و يك ستون استخواني با قطر كمتر از 1 اينچ و بلندي 213U مي تواند نيرويي بيش از 25000 نيوتن را تحمل كند. دستها و پاها حتي مي توانند بيشتر از اين را تاب آورند چرا كه پوست، ماهيچه ها، بافت هاي پيوند، تاندونها و غضروف هايشان ميتوانند حجم عظيمي از شدت ضربه را به خود بگيرند. در نتيجه پايي كه محكم مورد ضربه ي يك لگد قرار گرفته قبل از شكسته شدن ميتواند در حدود 2000 بار نيروي بيشتري را نسبت به يك بتون در خود جذب كند.
يك بوكسور اگر دستكش مخصوص بوكس را درآورد، دستان او تبديل به سلاحي زخمي و آسيبپذير ميگردند. هيچ كسي نديده است كه يك بوكسور بتواند در شكستن اجسام موفق شود، مگر اينكه رزميكار باشد. تفاوت يك رزميكار و يك بوكسور در سرعت و تكنيك اجراي ضربه ميباشد.
واضح است كه بهترين بوكسورها نيز ميتوانند به همان سرعت و قدرت هر كمربند سياه مشت بزنند.
پس چرا آنها نمي توانند بلوكهاي بتوني را بشكنند؟ جواب سوال، در نوع و ماهيت مشتهاي آنان نهفته است . يك بوكسور وقتي كه مشت خود را پرتاب مي كند، معمولا اجرايش را با ادامه دادن حركتش به اتمام مي رساند، كه اين كار به ضربه ي مشت حداكثر سرعت و شتاب را مي دهد. (در گلف و تنيس، بازيكنها به همين علت اين گونه عمل ميكنند، يعني پس از زدن هر ضربه به توپ، حركت بازويشان را ادامه ميدهند). در بوكس اين كار مي تواند كمك كند به ضربه فني كردن حريف ليكن، شدت ضربه را پخش و پراكنده ميسازد: اين به معناي شوك وارد نمودن و لرزاندن مغز حريف است، نه شكافتن جمجمه اش، از ديگر سو، يك ضربه (ضربه ي برنده) به هيچ وجه حركت خود را ادامه نمي دهد: اين حركت، مانند نيش كبرا پرتاب ميشود، سپس بي درنگ عقب مي نشيند. براي مثال، وقتي كه يك رزمي كار به يك قالب بتوني ضربه ميزند، مشت او براي كمتر از پنج هزارم ثانيه با قالب تماس مي يابد و با اين حال، قالب بتون، با انعكاس شكافته شدن، در هم مي شكند.
سطح مقطع تماس (s): با كاستن از سطح مقطع تماس، نفوذ ضربه بيشتر شده و در مقابل، افزايش آن موجب پخششدن نيرو و كاهش نفوذ ميگردد. دقت نمائيد كه ضربات را با مناطق ضربهزننده مجاز اجرا نمائيد. براي مثال در ضربات مشت بايد فقط از بندهاي دو انگشت وسط و اشاره استفاده كنيد تا به ساير قسمتها آسيب نرسد.
هنرجويان نه تنها مي بايست سرعت خود را افزايش دهند و در هدف خود پيشرفت حاصل كنند، بلكه مي بايست سفتي و سختي دست ها و پاهاي خود را با ضربه زدن به يك ستون پوشيده شده با اسفنج و كرباس بالا ببرند، در آغاز كه پوستتان بسيار نرم است ممكن است دستتان بريده شده و خون جاري شود و شما تمرينات را متوقف سازيد.
چو می گوید: ما چنين چيزي را به شما پيشنهاد نمي كنيم تمرين با تيغه دست (شو تو shuto) به دفعات زياد باعث ايجاد سفتي و سختي در دست شده كه با جذب و پراكندن نيروي ضربه ي برخوردي دقيقا مانند سپر ماشين عمل مي كند چو مي گويد چنان چه هر روز سخت تر و سخت تر ضربه بزنيد آنگاه مي توانيد بدون اينكه به راستي صدمه اي دیده سخت ترين ضربه را كه در توان داريد بزنيد.
هنگامي كه بازو در حدود 80 درصد كشيده شده باشد به حداكثر سرعت و شتاب خود مي رسد.
واكر ميگويد: شما ياد مي گيريد كه در ذهن خود مشت تان را متمركز سازيد طوري كه به جاي اين كه در سطح بماند به درون بدن حريف منتهي شود شما براي انتقال حداكثر قدرت پيش از آن كه سرعت رو به كاهش رود مي بايست تماس برقرار كنيد. تمامي اين قدرت متمركز شده، آشكارا يك هدف را در پي دارد:
هدف و كاربرد چيست: شكستن استخوان ها و گسستن نسوج، اما موفقيت علاوه بر اين به نيروهاي دقيق تري وابسته است، تمام مواد و اجسام جامد ثابت به نظر مي رسند، براي امتحان، جسمي را محكم به نقطه اي مناسب بكوبيد، خواهيد ديد كه شروع به نوسان ميكند، يك ضربه ي مشت كه پس از برخورد به هدف، حركتش را ادامه مي دهد چنين نوساناتي را خفه مي سازد اما ضربه برنده با عقب كشيدن در لحظه ي آخر اجازه مي دهد تا نوسانات آزادانه ادامه يابند.
کاراته رازی دارد که حاصل آن در تجربه است.